نشان سوخته
سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۳۷ ق.ظ
دل آتش گرفته زبان سوخته
چه مانده است از ما نشان سوخته
پریشانی خاطر یادهاست
نگاه غریبی به جان سوخته
ز هرم نفس های وامانده است
تمام زمین و زمان سوخته
گمانم که بیدل به جان من است
کلامم دل بیدلان سوخته
رها می شوم از تمامی خاک
و گم می شوم در بیان سوخته
اگر شعر من فرصت شوق نیست
دل آتش گرفته زبان سوخته
- ۹۶/۰۶/۲۱