وآتش فشان در زبان من است
سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۱۴ ق.ظ
مخوانم که آتش به جان من است
وآتش فشان در زبان من است
مخوانم که می سوزم از داغ و درد
گدازه کنون در بیان من است
من از خویش تنها ترم آشنا
تمام بلا کهکشان من است
به هر گوشه ای عشق سر می کشد
بدانید آنجا نشان من است
شهیدی که در خاک افتاده است
یقینا که از دوستان من است
دل بیدل خسته در بامداد
نشسته بر این آستان من است
من خسته بگذار در حس خویش
بمانم که این امتحان من است
تو از عمق جانم چها دیده ای
مخوانم که آتش به جان من است
- ۹۶/۰۶/۲۱