خون واژه های ایمان نذر شهید سید محمد میرصالحی
شنبه, ۱۹ آبان ۱۴۰۳، ۰۷:۱۸ ق.ظ
آرام و سرخ می خواند خون واژه های ایمان
در لحظه های بودن مردی به رنگ باران
احساس های گل را با شوق بی نهایت
می خواند در کلاس خورشیدی گلستان
اهل هنر شناسند این گوهر گران را
اهل نمایش مهر در نزد این عزیزان
او اهل سربلندی او اهل ذوق و رفتن
سمت افق کشیده خطی برای یاران
سید محمد اینجا در فکر یاری حق
او رفت سمت جبهه با خیل شب شکاران
فرمانده دلیری در جبهه های حق شد
فرمانده غیوری همراه آن غیوران
والفجر هشت او رفت از خاک سمت پرواز
شد لاله ای که دارد عشقی به نام ایران
سعدی قشنگ گفته احساس دوستان را
کز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران
سید هنوز با ما از عشق حرف دارد
در لحظه های بودن مردی به رنگ باران
- ۰۳/۰۸/۱۹