تا تو هستی در نگاهم
من ترا خواهم سرودن
غصه دارم تا بیایی
ای پناه لحظه هایم
- ۰ نظر
- ۳۰ دی ۰۴ ، ۱۳:۴۲
تا تو هستی در نگاهم
من ترا خواهم سرودن
غصه دارم تا بیایی
ای پناه لحظه هایم
به راهی مانده همرنگ غصه
دلی دارم شده در چنگ غصه
همه موسیقی جان و دل من بود
بود موسیقی و آهنگ غصه
در اغتشاشات دی ۱۴۰۴ یکی از مهمترین مراکزی که اغتشاشگران و نااهلان به آن حمله کردند و آنجا را تخریب نموده اند، مساجد هستند.
مسجد در احادیث معتبر و وصیتنامه های شهدا بسامد و پرکاربردی بالا نشان از جایگاه تاثیر گذار آن است. انقلاب اسلامی از مساجد شروع شد و مهمترین پایگاه و سنگر حفظ انقلاب در بعد از پیروزی و دوران دفاع مقدس تا الان مساجد بوده اند و امام خمینی(ره) به حق مساجد را سنگر نامیده اند. دشمن هم این را به خوبی فهمید و البته که حرکت شان احمقانه است و مردم ما پیوند عمیقی با مساجد، دین و معنویت دارند. اکنون وظیفه ما در قبال مساجد سنگین تر شده است اولا حفظ این سنگرها به وسیله قاطبه جامعه ی مومن به ویژه والدین است که علاوه بر حضور خویش،کودکان، نوجوانان و جوانان را با مسجد آشنا کنند و یا آشتی دهند.
دوم هیات امنا و ائمه جماعات باید مساجد را پر رونق تر و منطبق بر نیازها و ظرفیتهای متعدد جدید بازتعریف نمایند.
سوم باید پایگاه های بسیج، هیأت های مذهبی ، کانون های مساجد، مراکز علمی و موسسات فرهنگی رجعتی شکوفا شده در محمل مساجد داشته باشند و بستری برای حضور، ساماندهی، تخلیه، تعلیم و رونق اندیشه ی جوان باشند .
قطعا جامعه ای که با معنویت، دین و مسجد پیوند خورده باشد از فساد،فحشا، بی حجابی، بی بند وباری و آسیب های اجتماعی به دور خواهد بود.
مهدی طهماسبی
ز کرمان تا به کرمانشاه قتل غنچه را دیدم
شکستم بال و پر ناگاه قتل غنچه را دیدم
به روزی صورتی پوشی رها تا بی کران رفته
کنون درحسرتی غمخواه قتل غنچه را دیدم
سکوت مدعیان نیست جز یک درد بی درمان
ولی با ناله ای جانکاه قتل غنچه را دیدم
همیشه هست آغوش پدر گویا پناه دل
پناهی نیست غیر از آه قتل غنچه را دیدم
شکستم در خودم هرگاه و بی گاهی پر از گریه
چه غمگینانه در بی گاه قتل غنچه را دیدم
به لالایی خون خواندیم از خواب پریشانی
ز کرمان تا به کرمانشاه قتل غنچه را دیدم
در شهر غریب بوی غربت پیچید
دل از غم سرد سامرایت رنجید
در وادی غصه دار امام هادی
دل ناله کنان زداغ او خون بارید
کار
دست ناتوانان
گر بود تصویرها
بس کج و معوج بماند
پس ندارد
انعکاس
در شهر امید بوی باران آمد
احساس خوش طلایه داران آمد
با آمدن جواد در کوی رضا
شوق دل و اعجاز بهاران آمد
جمع همرزمان صفا دارد ولی
حس و حالی آشنا دارد ولی
کی تواند بود مثل جبهه ها
آن زمان خدا دارد ولی
این دل غمگین با اضطراب
باز هم جانی رها دارد ولی
لحظه های با شهیدان دیدنی است
گرچه اینک جان ما دارد ولی
قبله گاه عشق بازان کربلاست
حیرتی بی انتها دارد ولی
کاش ما هم چون شهیدان می شدیم
جمع هم رزمان صفا دارد ولی
مهدی طهماسبی
تقدیم به همه دوستان به ویژه حاج سیاوش عزیز و دوست داشتنی
اصلا مهم نیست
چقدر مانده ام
انتظار بد دردی است
شکننده و مهلک
اما فراق
چونان یلدای تاریکی است
که روح آدم را می آزارد
ولی
یک صبح زود خوش
پایان آن است
در محله ی دلم
خورشیدی سو سو می زند
تا یلدای دوری را
در هم شکنم
و از این انتظار بگذرم
به امیدی که مرا می خواند
به آهنگ حماسی وصال
در تلاطمی دلنشین
ترا دوست دارم
به رنگ یلدا
به طعم انار
در ثانیه های اضافه یک شب
که از نگاهم ترانه می چینی
اصلا تو خود دلتنگی هستی
در تمام هستی
بودن های همیشگی
در چارچوب های شکسته
که مرگ مرا در می یابد
ولی تو
پیش از مرگ
مرا عروج می دهی
تا بی کرانه ی ماندن
مسیحایی
حالا ترا به قدر تمام بودن ها
خواهانم
در حجم یک شب
در عمق یک عمر