سایه عرش
چهارشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ ق.ظ
چه کسی گفته که بازوی تو برخاک افتاد
سایه عرش شده بر سر افلاک افتاد
بیت در بیت پر از حسرت رفتن می شد
مثنوی شد که در آن وقت چکاچاک افتاد
آتشی بود که بر جان فرات افتاده
بر لب آب نگاه تو عطشناک افتاد
تاخبر آمده از سرخ عروجت مولا
ولوله در حرم عترت لولاک افتاد
به لب تشنه و چشمان رمق رفته گل
اشک از دیده غمدیده ونمناک افتاد
دست وبازوی علمدار رشید دریا
سایه عرش شده بر سر افلاک افتاد
- ۹۵/۰۸/۰۵