پرواز تا بی نهایت
دوشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۵۳ ب.ظ
دلم را به دریا
به باران
به صبح
به آیات برخاستن تا خدا
به دست غیورانه مردی غریب
به دست خطر می سپارم سحر
به امید آنکه
مرا صبحگاهی تبسم کنان
به یاری گل های باغ بهار
فراخوان دهد دست آن سرفراز
به امید برخاستن از زمین
وپرواز تا بی نهایت به شوق
- ۹۵/۱۲/۰۲