رها کسی شبیه خودم

فضایی برای فرهنگ وهنر ایران اسلامی

رها کسی شبیه خودم

فضایی برای فرهنگ وهنر ایران اسلامی

سلام خوش آمدید

یک غزل می خواند از جنس حضور

مژده دار بامدادان ظهور

می رسد این مژده بر یاران عشق

این خبر با حس موفورالسرور

می رسد مردی زنسل آفتاب

مردی از احساس های سبز و دور

دستهایش بوی باران می دهد

پاک از هر نخوت و درد و غرور

مردی از آیینه زار زندگی

مردی از شوق و امید و عشق و شور

لحظه ها را مملو از گل می کند

می نویسد عشق را همرنگ نور

از کنار کعبه می آید ندا

مژده دار بامدادان ظهور

  • ۰ نظر
  • ۱۲ اسفند ۰۳ ، ۰۹:۲۱
  • مهدی طهماسبی دزکی

ای همنفسان نشان رحمان آمد 
هنگامه ی شادی دل و جان آمد 
ذکر صلوات ذکر این ایام است 
ماه رمضان بهار قرآن آمد 

 

  • ۰ نظر
  • ۱۲ اسفند ۰۳ ، ۰۹:۲۰
  • مهدی طهماسبی دزکی

در تکلم آمده

دل در حریم لاله ها 

السلام ای عاشقان 

ای همرهان آفتاب

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۱۷
  • مهدی طهماسبی دزکی

در تجلی زمان 

در فرود حادثه 

در تلاطم های بی پایان درد 

یک نفر می ماند به جا 

یک نفر یک مرد 

آیه های عزت  او را در وجود

مردی از جنس خطر 

مردی از آیینه ها 

 

 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۱۵
  • مهدی طهماسبی دزکی

آن قدر

سخت گذشته است به من

دوری گل 

که پر از غمزدگی هاست

  تنفس های دلم 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۰۳
  • مهدی طهماسبی دزکی

دلم را برد تاسمت  هویزه 

برایم  خواند از مردان رفتن 

 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۰۸:۵۸
  • مهدی طهماسبی دزکی

بیا باران بخوان آهنگ شادی 

تفال کن تو بر فرهنگ شادی 

تمام لحظه ها دلتنگ گشتند 

بزن بر لحظه هایم رنگ شادی 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۰۸:۵۶
  • مهدی طهماسبی دزکی

آسمان باز کرده پر و بال 

در دلش می کشد خیل گل را 

تا بخواند به گوش سحرها 

از نیایش

عطش

از تجلی 

ماه حق 

ماه گل 

ماه خورشید 

ماه زنده شدن های دل ها 

می رسد از کران 

تا بدینجا 

متن منظومۀ شوق خواهی 

در کلام زمانه 

به امید 

می دهد مژدۀ شادکامی 

 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۰۸:۳۹
  • مهدی طهماسبی دزکی

لحظه ای در نگاهم عطش بود 

عرش افتاده بر خاک تیره 

هجمه های فراوان 

غریبی 

آتش کینه دارد زبانه 

ناگهان 

اهل بالا به گریه 

زمزمه می نمایند غمگین 

آتشی در دلم شعله ور شد 

بر شه عشق ؛ غم حمله ور شد 

هرکسی ضربه ای زد 

در آن سو 

بر غزل های پایانی حق 

خامس آل خورشید در خون 

خاندانش همه غصه دارند 

وای از کینه توزی شیطان 

از فراوانی طالب نان 

از فروشندۀ عشق و ایمان 

دشت رنگ غم وغصه را داشت 

رود آوای رودا به لب داشت 

رود من رود من خواند مادر 

در دل غصه ها ماند مادر 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۰۸:۰۱
  • مهدی طهماسبی دزکی

خیال تازه ای در ذهن دارم 

اگر چه خسته از این انتظارم 

قلم در دست از گل می نویسم 

به امیدی که باز آید بهارم

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۰۷:۵۶
  • مهدی طهماسبی دزکی

احساس

نگاه تازه ای

در من بود 

وقتی که

حضور لاله را

می دیدم 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۰۷:۵۴
  • مهدی طهماسبی دزکی

ماه ترین ماه خدا 

آرام تر از همبشه 

از رهگذار نیایش های سبز و سرخ 

در مسیر ربناهای خالصانه 

در غروبی خلوت 

وارد می شود 

دلهای متلاطم خاک 

با نگاهش 

راهیان افلاک می شوند 

و بهانه ها می میرند 

تا ترانه های عشق 

در گذار زمان های نو شده 

عیدانه ترین حضور را جشن بگیرند 

 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ اسفند ۰۳ ، ۰۷:۵۳
  • مهدی طهماسبی دزکی

شوق می رقصاند 

اشک را 

بر گونه های منتظرم 

تا برگردم 

به روزهای خوش با گل بودن 

به تلاطم دیدار 

در سحرگاهی مواج

در حریم نور و روشنایی 

آن گاه که چون کبوتری 

که از خویش رها شوم 

و فرشته ای بر گنبد طلایی ات گردم 

  • ۰ نظر
  • ۰۹ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۴۷
  • مهدی طهماسبی دزکی

می رسد بوی بهار

از طرف

کوی شما 

ای به قربان 

نگاهی که بهارآذین است 

 

  • ۰ نظر
  • ۰۹ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۴۵
  • مهدی طهماسبی دزکی

آن قدر 

در عطش 

دیدن شش گوشه شدم 

تا بخوانند مرا 

همنفس سبز حرم 

  • ۰ نظر
  • ۰۹ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۴۴
  • مهدی طهماسبی دزکی

چه می شود 

به نظرگاه عشق برگردیم 

چه سادگی 

که در آن منظر اهورایی است 

  • ۰ نظر
  • ۰۹ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۴۳
  • مهدی طهماسبی دزکی

خاطرات من و دل 

خاطرۀ زندگی اند 

زندگی زمزمۀ 

همنفسی با خویش است 

  • ۰ نظر
  • ۰۹ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۴۲
  • مهدی طهماسبی دزکی

 

همراه تمام عاشقان خواهم رفت

هم لهجۀ خیل دوستان خواهم رفت

بگذار مرا بخوانم از درد فراق

آتش نفسم به آسمان خواهم رفت

  • ۰ نظر
  • ۰۸ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۳۷
  • مهدی طهماسبی دزکی

وقتی که دلم پر از تمنا می شد

همصحبت دوستان مولا می شد

در جبهۀ نور با امید و با شوق

آن روز دلم شبیه دریا می شد

  • ۰ نظر
  • ۰۸ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۳۴
  • مهدی طهماسبی دزکی

ما همنفس صدای گل ها هستیم

در حالت با صفای گل ها هستیم

از عشق بپرس تا بگوید با شوق

عمری است که در هوای گل ها هستیم

  • ۰ نظر
  • ۰۸ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۳۲
  • مهدی طهماسبی دزکی


برف رسید و با خود

فریاد زد

زمستان 
اما نرفته

حرفش برگشت شد

بهاران

  • ۰ نظر
  • ۰۸ اسفند ۰۳ ، ۰۸:۱۲
  • مهدی طهماسبی دزکی

دلتنگ شدی

شعر بخوان

شعر گذر را 
آغوش بکن باز و

ببر رنج خطر را

  • ۰ نظر
  • ۰۷ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۱۱
  • مهدی طهماسبی دزکی

باز جولان می‌دهد غاصب به قلب آسمان 
ارتش بی عرضه ی لبنان فقط حیران شده 
ننگ تان ای بی هنرهای زبون بد مرام 
ای ژوزف عون از تو این اندیشه ها ویران شده

 

  • ۰ نظر
  • ۰۷ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۱۰
  • مهدی طهماسبی دزکی

خیره ماندی

جان من در

خاطرات آینه 
چین زلفت شد

سمرقند

جوانی های من
 

  • ۰ نظر
  • ۰۷ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۱۰
  • مهدی طهماسبی دزکی


زمزمه می کنیم

فردا را 
تا ببینیم

روی مولا را

  • ۰ نظر
  • ۰۷ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۰۹
  • مهدی طهماسبی دزکی

مردی از جنس بودن و هستی 
از تبار صبور و سرمستی 
در تلاطم به مرگ می خندید 
جان به راه امید می بخشید 
حیف مردن به بستر او را حیف 
جان سپردن به بستر او را حیف 
نغمه خوان سرود آزادی 
عزت آورده بود زآن وادی 
هم پدر بوده بر شهادت او 
آبرودار این سعادت  او 
مرد میدان غیرت و ایمان 
بر نشان امید شد عنوان 
آن که لبیک سرخ یاری شد 
باده نوشی به بیقراری شد
بعد از این ذکر ماست یاالله 
به شهیدی به نام نصرالله 
سیدی از تبار بی پایان 
السلام علیک یا باران

  • ۰ نظر
  • ۰۷ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۰۸
  • مهدی طهماسبی دزکی


این روزها تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و ادارات برای جامعه رنج آور است و خیلی ها زبان به نقد وضع موجود بازکرده و حتی  به غر زدن رسیده اند .
آموزش مجازی و تبعات آن، ضررهای این تعطیلی ها را پیش کشیده اند و از ناترازی انرژی فریاد و فغان برآورده و بعضی ها با عینک سیاسی تحلیل هایی زاییده تخیلاتشان را به خور مخاطب می دهند اما یک نکته مهم و اساسی وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است ناترازی انرژی امری دوسویه است هم در تولید و هم در مصرف 
در تولید تلاش های متعددی انجام می پذیرد اما مشکل اساسی در مصرف نادرست و دلبخواهی است.
 باید مصرف بهینه و اصلاح الگوی مصرف در جامعه نهادینه شود . موضوعی مهم که مقام معظم رهبری به خاطر ارزش آن و توجه بیش از پیش و بایسته به آن سالی را به این موضوع شاخص اختصاص دادند ولی دردا و دریغا ما هنوز این شاخصه ی مهم را درک نکرده و آن را عملی نساخته ایم . ما هنوز با افرادی مواجهیم که وقتی اتاق هایشان گرمای بیش از حد پیدا می کند پنجره را باز می کنند نه منبع گرما را کم کنند . با افرادی روبه رویم که شبها در خانه هایشان به قول قدما چلچراغی از نور می سازند وقتی اعتراض می شود نوکیسه های تازه به دوران رسیده با افاده می گویند پولش را می دهیم ولی هزینه ی این نابخردی را همه مردم می پردازند 

دوستان عزیز رسانه ای بیایید تلنگری به خود و جامعه بزنیم و بسترسازی فرهنگی کنیم که اصلاح الگوی مصرف و بهینه سازی اصل کار است و هرچه هم کشور از نظر منابع غنی باشد تا مصرف بهینه نباشد راه به جایی نمی بریم . و اگر تولید دو یا چند برابر هم بشود کاری از پیش نخواهیم برد .

 

  • ۰ نظر
  • ۰۷ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۰۸
  • مهدی طهماسبی دزکی

رفیقم خفته در خاک 

رفیقم رفته از دست 

شبیه چشمه ای در تنگنایم 

که از نا و نفس افتاده اینجا 

شبیۀ دره ای سرشار فریاد 

دلم آهسته مانده 

کمی غمناله خوانده 

رفیقم لابلای سنگ و خاک است 

  • ۰ نظر
  • ۰۴ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۱۹
  • مهدی طهماسبی دزکی

لذت پرواز 

را ماکیان خانگی 

کجا دانند 

و اوج این پریدن را

جز عقاب های بی مثال 

کدام پرنده درک می کند 

دوستانه می گویم 

فهم  رسیدن دردآور است 

برای ماندگان مسیر 

رفتن و بی بال پریدن را 

پرستو ها می شناسند نه ارسطوها 

  • ۰ نظر
  • ۰۴ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۱۶
  • مهدی طهماسبی دزکی

روزها در گذر و حادثه ها منتظرند

حیف از آن قوم که از حال شما بی خبرند

می رسی از سر بازار سحر وقت طلوع

دیده ها در قدم منتظرت ، شعله ورند

حرف عشق است که هم پایه گل زنده شود

اشک ها راوی این زندگی مختصرند

به امیدی که بیایی دل خورشیدوشان

از سراپرده دل سوی خطر می گذرند

ای دل انگیزترین زمزمۀ شوق بهار

دیده ها شوق نشان سوی شما می نگرند

کاش بازایی از این کوچۀ غمگین زمان .

روزها در گذر و حادثه ها منتظرند

  • ۰ نظر
  • ۰۴ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۰۲
  • مهدی طهماسبی دزکی

آدم بی ریشه را

تکرار این

اندیشه دان 
بر زمین افتاده ای

گویا پر کاهی بود 
 

  • ۰ نظر
  • ۰۴ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۰۱
  • مهدی طهماسبی دزکی


ننگ بادا

بر رفیق نیمه راه 
آن که تیغی

بر سر ایران کشید
 

  • ۰ نظر
  • ۰۴ اسفند ۰۳ ، ۱۰:۰۱
  • مهدی طهماسبی دزکی

ننه سرما 

همه جا 

صحبت او گل کرده 

چانه اش گرم شده 

برف نمی بارید باز 

  • ۰ نظر
  • ۰۲ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۴۶
  • مهدی طهماسبی دزکی

خانه 

انگار پر از حرف و حدیث نو بود 

نکند 

زمزمه ای هست 

ز برگشتن گل 

  • ۰ نظر
  • ۰۲ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۴۵
  • مهدی طهماسبی دزکی

مادربزرگم 

خاطراتش 

مثل قصه 

در گوش ما 

 همواره می چرخید 

با شوق 

  • ۰ نظر
  • ۰۲ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۴۵
  • مهدی طهماسبی دزکی

روزهای در گذران 

از لطافت تهی شده اند 

باید بر گردیم 

از تقاطع احساس 

به سمت خویشتن خویش 

به روزهای صبور 

در افق دور 

تا دریابیم 

دوباره عطر شکوفه های مادری را 

و برخیزیم چونان بهار در 

هفت سینی برای زیستن 

  • ۰ نظر
  • ۰۲ اسفند ۰۳ ، ۱۱:۴۴
  • مهدی طهماسبی دزکی

یک عمر نشان عاشقان خواهم داد

در شعر و کلام و در بیان  خواهم داد

این را گفته ی عاشقان و سرمستان است

با گریۀ بر حسین جان خواهم داد

  • ۰ نظر
  • ۰۲ اسفند ۰۳ ، ۰۸:۲۸
  • مهدی طهماسبی دزکی

به غیرت نامتان حک شد 

برای ماندگاری ها 

هنوز عکس شما 

باشد 

صفای یادگاری ها 

  • مهدی طهماسبی دزکی

انگشتری در دست 

چفیه ای بر دوش

و دلی در اقیانوس مواج 

که هنوز هم 

راوی فتحی ماندگار است 

در تفحصی غریبانه 

هم نفس رفتگان 

آیندگان را می خواند 

  • مهدی طهماسبی دزکی

 می روم 

به سمتی 

که هنوز از آن سو 

فریاد می پیچد 

در دالان زمان 

به امید برخاستن 

به دیروزهای تشنه 

  • مهدی طهماسبی دزکی

 

ای دل به تلاطم خیالات مرو 

در فکر هوای سرد و آفات مرو 

این پند مرا به گوش جان یاد بگیر 

جز راه علی ره سعادات مرو 

  • مهدی طهماسبی دزکی

هنگام سلام می نویسم زهرا 

از صبح به شام می نویسم زهرا

با اشک دو چشم روز محشر با عشق 

در وقت قیام می نویسم زهرا 

 

  • مهدی طهماسبی دزکی

دلم را 

دست توفان 

می دهم در صبح بارانی 

غمم بسیار شد 

اما 

به جامانده 

امید من 

  • مهدی طهماسبی دزکی

سکوتی ساده دارم 

نرم نرمک 

می رود از کف 

هیاهوی 

زمان 

در انفجار واژه

می آید 

  • مهدی طهماسبی دزکی

خیابان دلم 

شد 

مرکز این رفت و آمدها

کمی بنشین 

چرا اینجا 

فقط غم خانه می سازد 

  • مهدی طهماسبی دزکی

در گذشت روزهای

مانده  بی احساس خوب

یک نفر

همراه من

مانند سایه می رود

  • مهدی طهماسبی دزکی

روی بام 

ساکت و آرام ده 

می نشیند 

پوپک دلداده های 

باز آواز غریبش می شود 

راز دار 

حرفهای پیر ده 

  • مهدی طهماسبی دزکی

هم رنگ ترانه های باران بودی 

از خیل صبور سربداران بودی 

ای ایرج من شهید ایام غریب 

فرماندۀ بی ریای گردان بودی 

  • مهدی طهماسبی دزکی

آنان که 

زجام 

سرخوشی می خوردند 

ما را به دیار همدلی 

می بردند 

  • مهدی طهماسبی دزکی

با شوق امید و بی نشان خواهم رفت 

گویی ز زمین به کهکشان خواهم رفت 

با ذکر نجیب یا ابا عبدالله 

امروز به جمع عاشقان خواهم رفت

  • مهدی طهماسبی دزکی
بایگانی
آخرین مطالب